ا فرزند عزيزم: آن زمان كه مرا پير و از كار افتاده يافتی، اگر هنگام غذا خوردن لباسهايم را كثيف كردم و يا نتوانستم لباسهايم را بپوشم.... اگر صحبت هايم تكراری و خسته كننده است... صبور باش و دركم كن... يادت بياور وقتی كوچك بودی مجبور ميشدم روزی چند بار لباسهايت عوض كنم... برای سرگرمی يا خواباندنت مجبور ميشدم، بارها و بارها داستانی را برايت تعريف كنم.. وقتی بی خبر از پيشرفتها و دنيای امروز سوالاتی ميكنم، با تمسخر به من ننگر... وقتی برای ادای كلمات يا مطلبی حافظه ام ياری نميكند، فرصت بده و عصبانی نشو... وقتی پاهايم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده .هم...